مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

238

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

خذها فإنى إليك معتذر * و اعلم بأنّى عليك ذوشفقة لو كان فى سيرنا الغداة عصا * كانت سمانا عليك مندفقه لكن ريب الزمان ذونكد * والكف منا قليلة النفقه بستان و عذر مرا بپذير ؛ و بدان كه بر تو بسى مهربانم . اگر روزگار به خواست ما مىچرخيد ؛ آسمان [ رحمت ] ما بر تو [ چونان سيل ] مىباريد . ليك روزگار با ما سخت ناسازگار است ؛ و دست ما از مال تهى است . گويد : اعرابى آن را گرفت و در حال رفتن مىگفت : مطهرون نقياتٌ جيوبهم * تجرى الصلاة عليهم أينما ذكروا وأنتم أنتم الأَعلون ، عندكم * علم الكتاب و ما جاءت به السوَرُ و من لم يكن علويا حين تنسبه * فما له فى جميع الناس مفتخرُ « 1 » [ پاكيزگانى پاكدامن ، كه هرگاه نامشان به ميان آيد بر آنان درود فرستاده مىشود . و شما برترانيد و نزد شماست علم كتاب و آنچه كه قرآن آورده است كسى كه چون تبارش را پرسى تبار علوى ندارد ، در ميان همهء مردم هيچ افتخارى ندارد . ] در روايت ديگرى آمده‌است كه اعرابى آن را گرفت و گريست ؛ و امام عليه السلام به او فرمود : شايد عطاى ما را كم شمردى ؟ گفت : نه ، ولى چگونه بخشندگى تو را خاك مىبلعد . « 2 » امام حسين عليه السلام بر اسامة بن زيد وارد شد كه بيمار بود و در آن حال مىگفت : واى بر من از اين اندوه ! حسين عليه السلام فرمود : برادرم چه اندوهى دارى ؟ گفت : شصت هزار درهم وام دارم . فرمود : آن بر عهدهء من . گفت : بيم آن دارم كه بميرم . فرمود : پيش از آن كه تو بميرى من آن را ادا مىكنم ؛ و پيش از مرگ زيد آن را ادا كرد . « 3 » نقل شده است كه آن حضرت به مستراح رفت و در آن‌جا لقمهء نانى افتاده ديد . آن را به غلام خويش سپرد و گفت : اى غلام ، چون بيرون آمدم ، اين لقمه را به يادم بياور . اما

--> ( 1 ) - تاريخ ابن عساكر ( زندگينامه امام حسين عليه السلام ) ، ص 160 - 161 ، حديث 205 . ( 2 ) - مناقب آل ابىطالب ، ج 4 ، ص 66 . ( 3 ) - همان ، ص 65 .